چهارشنبه بیستم تیر 1386
یه نیگا به این سایت بندازین؟؟؟
یه کم آشنا نیست بر حسب اتفاق؟؟؟
اگر 40چراغی باشین می فهمین
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
یه گزارش...
یه مرد جوون با یه زنبیل می زنه سر یه مرد دیگه...دعواشون بالا می گیره...مردم میرن جلو تا جلوشونو بگیرن!!!
میرم جلو تا یه عکسی بگیرم...چشم می خوره به یه استند(stand)که روش نوشته محل اجرای نمایش های خیابانی...
کار نو و جالبی بود البته اظهارنظرها هم مختلف بود از اینکه این بچه ها دیوونه اند تا تحسین و آفرین!!!
در هر صورت یه خسته نباشید و یه تبریک به بچه های حوزه هنری گیلان!!!!
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
ببین چه قد حال من و تو خوبه,این همه دلخوشی چه قد قشنگه...
بهاره و اردیبهشت...قشنگترین ماه سال ![]()
لطفا تا می تونین از همه چی لذت ببرین،نفس بکشین،ببینین،بخندین،بدوین...
فقط یادتون باشه بیشتر فکر کنین...کمتر حرف بزنید!
متشکر
خوش باشین!!

چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386
اول از همه سال جدید رو دوباره تبریک می گم!! امیدوارم بیش از حد موفق بشین!!!
بعد...امتحانی رو که قبل از عید دادم (First Certificate ) قبول شدم...تازه اونم نفر اول!!! راستشو بخواین اصلا فکر نمی کردم قبول شم چه برسه دیگه اینجوری!!! ![]()
به همین مناسبتبا یه سری از دوستام من جمله امین رفتیم کافه ۶۰....یه سری کتاب داشت و خلاصه باحال بود دیگه!!! راستش اونجا فقط قهوه داشت و طبیعیه که من باید کلی حال کرده باشم!!!
ما-۶ نفر-کلی حرف زدیم ...خندیدیم...فال گرفتیم...خلاصه خیلی خوش گذشت !!! همه هم به خاطر این بود که با هم بودیم!!!
امیدوارم این جمع همیشه با هم دوست بمونه نه مثل دوستای قبلی من !!
**یک پیشنهاد : اگر هنوز آهنگ I will follow u into the dark از گروه death cab for cutie رو نشنیدین پیشنهادم اینه که دنبالش برین و گوش بدین!!
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
Ahmad Shamloo [A. Bamdad] (b. 1925)
The Garden of Mirror
With a lamp in my hand,
and a lamp shining ahead,
I am on my way
to fight against darkness.
The cradles of weariness
have stopped swaying,
And in the depths a sun
lightens the burnt-out galaxies.
The riotous cries of lightning,
When the hailstones take form
in the restless wombs of clouds;
And the silent pain of the vine
When the baby grapes appear
at the top of long, winding branches:
My cry was all an escape from pain,
Because, in the most horrible nights,
I have been seeking the sun
with a hopeless prayer.
You have come from the suns,
from the dawns.
In a void where there was neither a God,
nor fire,
I have been seeking your glances
and your trust
with a hopeless prayer.
A vital current
Between two deaths
In the emptiness between two solitudes:
Your trust is something like this!
Your joy is ruthless and noble,
Your breaths in my empty hands
are songs and grass.
I rise !
A lamp in my hand, a lamp in my heart.
I polish my rusty soul.
I set a mirror opposite yours
To make your image infinite






