هستی من
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
یه گزارش...
دعواست؟؟؟...
یه مرد جوون با یه زنبیل می زنه سر یه مرد دیگه...دعواشون بالا می گیره...مردم میرن جلو تا جلوشونو بگیرن!!!
میرم جلو تا یه عکسی بگیرم...چشم می خوره به یه استند(stand)که روش نوشته محل اجرای نمایش های خیابانی...
کار نو و جالبی بود البته اظهارنظرها هم مختلف بود از اینکه این بچه ها دیوونه اند تا تحسین و آفرین!!!
در هر صورت یه خسته نباشید و یه تبریک به بچه های حوزه هنری گیلان!!!!
نوشته شده توسط هستی
در 19:39 | لینک ثابت
•
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
ببین چه قد حال من و تو خوبه,این همه دلخوشی چه قد قشنگه...
فکر کنم بهاره...نه؟
بهاره و اردیبهشت...قشنگترین ماه سال ![]()
لطفا تا می تونین از همه چی لذت ببرین،نفس بکشین،ببینین،بخندین،بدوین...
فقط یادتون باشه بیشتر فکر کنین...کمتر حرف بزنید!
متشکر
خوش باشین!!

نوشته شده توسط هستی
در 19:57 | لینک ثابت
•





