تبليغاتX
هستی من

پنجشنبه بیستم مهر 1385

 

شاعر شادی ها

شاعر لبخندها

شاعر زیبایی ها

بوی مرگش میاد !!

چه غمناک

چه اندوهگین...

 

 

نوشته شده توسط هستی در 19:3 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم مهر 1385

 

نام تو بر زبان من آمد ، زبانه شد
سيل گدازه هاي خروشان ، روانه شد
گفتم به خاک نام تو را جنگلي سرود
گفتم به شعر نام تو را عاشقانه شد
گفتم به باد نام تو را گردباد گشت
گفتم به رود نام تو را بي کرانه شد
گفتم به راه نام تو را رفت و رفت و رفت
گفتم به لحظه نام تو را جاودانه شد
اين حرف ها ، که همهمه اي در غبار بود
باران نرم نام تو آمد ترانه شد

"قربان وليئي "

نوشته شده توسط هستی در 19:6 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم مهر 1385

 

how to grow love

?

1.pick a good heart.
2.plant it in a bucket of trust.
3.water with care and good thoughts.
4.add some romancing occasionally. 
5.remove the misunderstanding leaves.

نوشته شده توسط هستی در 19:5 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم مهر 1385

فرياد و ديگر هيچ ...

 

فريادي و ديگر هيچ .
چرا كه اميد آنچنان توانا نيست
كه پا سر ياس بتواند نهاد.
***
بر بستر سبزه ها خفته ايم
با يقين سنگ
بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم
و با اميدي بي شكست
از بستر سبزه ها
با عشقي به يقين سنگ برخاسته ايم
***
اما ياس آنچنان توناست
كه بسترها و سنگ ها زمزمه ئي بيش نيست !
فريادي
و ديگر
هيچ !

                         "احمد شاملو"

نوشته شده توسط هستی در 19:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم مهر 1385

 

سلام !!!

کسی از من خبری داره؟؟؟

اگه ازم خبری داری بهم بگو..

زیر هوارتا کار و درس و مشکل

دفن شدم...

خوش باشین

خداحافظ

نوشته شده توسط هستی در 12:26 |  لینک ثابت   •