یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
من تا ۱۰ تیر آپ نمی کنم !!!
می خوایم بریم مسافرت احتمالا کردستان...فکرشو بکنین ....
بغل دریاچه ی زریوار...تمدد اعصاب....خیلی داغونم....دعا کنین خوب شم
موفق باشین
خداحافظ
جمعه بیست و ششم خرداد 1385
تا در آبي هاي دور از دست پروازم مي دهند
رفته ام زين پيش و خواهم رفت زين پس باز هم
با صداي عشق ، از هر سو که آوازم دهند
آنچه را با چشم گفتم با تو ، خواهم گفت نيز
با زبان ف گر شرم و شک ياراي ابزارم دهند
شام آخر را نخواهم باخت همراهش ، اگر
لذت صبح نخستين را دمي بازم دهند
تا سرانجام اس اميد سرآغازم به جاي
گرچه هم بيم سرانجام از آغازم دهند
يک دريچه ، از نيازي مشترک خواهم گشود
با تو وقتي شترک ديواري از رازم دهند
در قفس آزاد ، زيباتر که در آفاق اسير
گر در بازم بگيرند و پر بازم دهند.
جمعه بیست و ششم خرداد 1385
شعر....
چون به جان آيم در غربت خاک
بال جادويي شعر ، بال رويايي عشق
مي رسانند به افلاک مرا
اوج مي گيرم ، اوج
مي شوم دور ازين مرحله دور
مي روم سوي جهاني که در آن
همه موسيقي جاناست و گل افشاني نور
همه گلبامگ سرور
تا کجاها برد آن موج طربناک مرا
نزده بال و پري بر لب آن بام بلند
ياد مرغان گرفتار قفس
مي کشاند باز سوي خاک مرا
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385
یه خبر
به طرفدارای تیم ملی ایران !!
علی دائی مصدوم شده و تو بازی بعدی نیست !!!!
البته امیدواریم بعد از جام جهانی زود خوب بشه !! ![]()
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385
یادم رفت.........
الان از امتحان برگشتم ٬ فقط یه کوچولو غلط دارم !!!
یادم رفت اینا رو تو پست قبل بگم :
داستان شاهدخت سرزمین ابدیت
نوشته آرش حجازی ( همونی که مترجم کتاب های پائولو کوئیلو هست !! )
نشر کاروان
قیمتشم فکر کنم ۳۰۰۰ و نمیدونم چند بود !!






