تبليغاتX
هستی من

یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385

سلام!!!

من تا ۱۰ تیر آپ نمی کنم !!!

می خوایم بریم مسافرت احتمالا کردستان...فکرشو بکنین ....

بغل دریاچه ی زریوار...تمدد اعصاب....خیلی داغونم....دعا کنین خوب شم

موفق باشین

خداحافظ

نوشته شده توسط هستی در 18:26 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم خرداد 1385

خاطراتت زان سوي آفاق ، آوازم مي دهند
تا در آبي هاي دور از دست پروازم مي دهند

رفته ام زين پيش و خواهم رفت زين پس باز هم
با صداي عشق ، از هر سو که آوازم دهند

آنچه را با چشم گفتم با تو ، خواهم گفت نيز
با زبان ف گر شرم و شک ياراي ابزارم دهند

شام آخر را نخواهم باخت همراهش ، اگر
لذت صبح نخستين را دمي بازم دهند

تا سرانجام اس اميد سرآغازم به جاي
گرچه هم بيم سرانجام از آغازم دهند

يک دريچه ، از نيازي مشترک خواهم گشود
با تو وقتي شترک ديواري از رازم دهند

در قفس آزاد ، زيباتر که در آفاق اسير
گر در بازم بگيرند و پر بازم دهند.

نوشته شده توسط هستی در 12:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم خرداد 1385

شعر....

نه عقابم نه کبوتر اما
چون به جان آيم در غربت خاک
بال جادويي شعر ، بال رويايي عشق
مي رسانند به افلاک مرا
اوج مي گيرم ، اوج
مي شوم دور ازين مرحله دور
مي روم سوي جهاني که در آن
همه موسيقي جاناست و گل افشاني نور
همه گلبامگ سرور
تا کجاها برد آن موج طربناک مرا
نزده بال و پري بر لب آن بام بلند
ياد مرغان گرفتار قفس
مي کشاند باز سوي خاک مرا
نوشته شده توسط هستی در 12:10 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385

 

نظرتون چیه ؟؟؟

 

 

نوشته شده توسط هستی در 11:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385

سلام به همه !!

یه خبر  به طرفدارای تیم ملی ایران !!

علی دائی مصدوم شده و تو بازی بعدی نیست !!!!

البته امیدواریم بعد از جام جهانی  زود خوب بشه !!

نوشته شده توسط تاریکی در 17:27 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم خرداد 1385

یادم رفت.........

 

الان از امتحان برگشتم ٬ فقط یه کوچولو غلط دارم !!!

یادم رفت اینا رو تو پست قبل بگم :

داستان شاهدخت سرزمین ابدیت

نوشته آرش حجازی ( همونی که مترجم کتاب های پائولو کوئیلو هست !! )

نشر کاروان

قیمتشم فکر کنم ۳۰۰۰ و نمیدونم چند بود !!  

 

نوشته شده توسط هستی در 11:13 |  لینک ثابت   •